الشيخ علي المشكيني
26
گفتارها و نوشتارها در نشريات و مقدمه كتاب ها (فارسى)
باشد ، همه احكام آن ، آخرين حكم و خاتمه دين است ؟ و يا اين قانون در موضوع علوم ديگرى كه اين كتاب بدانها اشاره كرده جارى است ؟ 12 . ترديدى در اين نيست كه در الفاظ اين كتاب از نظر كيفيت دلالت ، اختلاف است و بدين تناسب ، الفاظ آن را به نامهاى محكم ، متشابه ، عام ، خاص ، مطلق ، مقيد ، ناسخ ، منسوخ ، مجمل ، مبين ، ظاهر ، مأوّل ، حاكم ، محكوم و غيره تقسيم كردهاند . حال آيا مراد از اين اصطلاحات چيست ؟ و چرا همه ظواهر آن يكنواخت نيست و اگر كسى با اين مفاهيم آشنا نشود ، آيا استفاده او از اين كتاب ممنوع است ؟ و اگر استفاده كرد ، چه ضررى متوجه مىگردد ؟ 13 . اين كه مىگويند ظواهر كلمات اين كتاب براى مردم حجت نيست و كسى حق ندارد از آن استفاده و استنباط حكم نمايد ، جز آنچه خود پيامبر بزرگ يا يكى از جانشينان معصوم آن حضرت ، تفسير و توضيح داده باشند و به تعبير ديگر ، استفاده از ظواهر قرآن منوط به بيان معصوم است و گر نه ممنوع و به حكم مجمل و مبهم و همانند كلمه ( ق و ص و حم ) است ؛ گرچه در نظر فرد مراجعه كننده ظاهر و روشن باشد و فقط نصوص و مصرحات آن قابل درك و استفاده احكاماند ، آيا مطلب چنين است ؟ پس ملاك و ميزان ميان نصوص حجت و ظواهر غير حجت چيست ؟ و آيا در اين صورت ، اين كتاب پر خير و بركت ، معدن اسرار و كان معارف و درياى دانش ، قليل النفع نمىگردد و به صورت صندوقى مقفل و معمايى لاينحل در نمىآيد ؟ 14 . گفته مىشود بر فرض آن كه همهء نصوص و ظواهر اين كتاب قابل درك و استفاده باشد ، باز اين عمل ، بىقيد و شرط نيست ، بل شروط و قيودى در بين است كه اگر همه يا برخى از آنها تحقق نيابد ، استفاده از آن ممنوع و حكمهاىحاصله غير قابل اعتماد خواهد بود ؛ مثلًا اگر كسى از علوم زير ، يعنى لغت عرب ، صرف ، نحو ، منطق ، معانى و بيان ، درايه ، رجال ، حديث ، كلام ، و به ويژه اصول فقه بهره وافى نداشته باشد ، نمىتواند از اين نهر روان دانش چشمه جوشان علم و معارف كفى بردارد و لبىتر كند . آيا مطلب چنين است ؟ و اگر آرى ، پس استفاده از اين كتاب در وسع همه طالبان